|
 |
اطلاعاتي درباره استان خراسان رضوي |
| |
|
درباره خراسان ::
درباره مشهد ::
زيارتگاهها و مقابر رجال ::
حرم مطهر ::
امام رضا
|
| |
(زيارتگاهها و مقابر رجال(داخل شهر |
| |
گنبد الله وردى خان |
| |
بناى مشهور به گنبد الله وردى خان را سردار مشهور شاه عباس صفوى به عنوان مقبره خويش در شمال شرق گنبد حاتم خانى و شرق توحيد خانه احداث كرده و از رواقهاى بسيار هنرى و ارزشمند حرم حضرت رضا عليه السلام است. ساختمان بنا در سال درگذشت الله وردى خان ( 1022 ق ) به پايان رسيده و خان در آن مدفون شده است. اين رواق بنايى هشت گوش با هشت صفّه است. كمترين فاصله اضلاع رو به رو 57/8 و بيشترين آنها 30/12 است. ارتفاع گنبد از كف 9/16 متر مىباشد. ديوارهاى گنبد الله وردى خان با كاشيهاى نفيس رنگارنگى پوشيده شده است. اين رواق در سالهاى 1340 تا 1347 خورشيدى مرمّت و رويه بيرونى گنبد آن با مس پوشانده شده است؛ به همين سبب ظاهراً كبوتران حرم از نشستن بر روى اين گنبد پرهيز ميكنند در حالى كه بر روى گنبد طلا مي نشينند. از گنبد الله وردى خان در دوره صفوى و نادرى عموماً به عنوان ضيافت خانه و محل صرف شربت استفاده ميشده است ( به جاى دارالضيافه ) |
| |
(بقعه هارونى ( مقبره هارون الرشيد |
| |
بقعه هارونى، يعنى بناى قبر هارون الرشيد، اصلاً بقعه مطهّرى است كه اكنون ضريح حضرت رضا عليه السلام در ميان آن قرار دارد. اين بقعه كه بنايى تقريباً ده متر در ده متر است پس از مرگ خليفه هارون الرشيد در سال 193 قمرى (808 م) احداث شده لذا به « بقعه هارونى » شهرت يافته است. ده سال پس از مرگ خليفه كه حضرت رضا عليه السلام شهيد و در كنار هارون در داخل بقعه هارونى به خاك سپرده شدند، بقعه مزبور به مرور به « مشهد الرّضا » و « مشهد »، و سپس به « حرم حضرت رضا » يا « آستان قدس رضوى » تغيير نام داد. جسد هارون دقيقاً در وسط بقعه قرار دارد و جسد حضرت رضا عليه السلام در بالا سر هارون، واقع در حاشيه غربى آن دفن شده است. بدين سبب پس از آن كه بر روى قبر حضرت ضريحى بزرگ نصب شد، فاصله قسمت بالاسر ضريح تا ديوار غربى بقعه بسيار تنگ گرديد و زائران هنگام عبور از آن قسمت باريك عموماً دچار زحمت مىشدند و بر هارون الرشيد لعنت مي فرستادند، تا اين كه در سده حاضر ديوار بقعه را از قسمت بالاسر توسعه دادند و اين معضل تا حدودى مرتفع شد.قبر هارون الرشيد دست كم تا اوايل سده هفتم قمرى داراى ضريحى مشخص در وسط بقعه مطهر بوده است. اما از آن پس ظاهراً به اَمر سربداران شيعه مذهب ضريح بر داشته شده است. در قرون بعد نام بقعه هارون به فراموشى سپرده شده تا اين كه در اوايل سده حاضر گروهى كه در جستجوى مقبره هارون در ولايت توس بوده اند بناى ناشناخته اى در شهر تابران توس ( واقع در 4 فرسنگى مشهد ) را همان مقبره هارون و حتى كاخ و زندان وى پنداشته و نام « هارونيه » يا « بقعه هارونى » را بر آن نهاده اند.
اين كه قبر هارون الرشيد همچنان در وسط بقعه مطهر حضرت رضا عليه السلام قرار دارد دلالت بر اين ميكند كه اساس اين بقعه تغييرى نيافته و همان بقعه هارونى است. |
| |
مقبره شيخ طبرسى و غسلگاه و قتلگاه مشهد
|
| |
ابوعلى فضل بن حسن طَبْرَسى ملقب به امين الاسلام و مشهور به شيخ طَبَرسى از علماى بزرگ شيعه و مفسّر قرآن در سده هاى پنجم و ششم قمرى است. وى در سال 470 هجرى قمرى در شهر طَبْرَس ( بين كاشان و اصفهان ) يا تفرش زاده شده اما عمده عمرش را در مشهد گذرانده است. شيخ طبرسى صاحب چند تفسير بر قرآن كريم است كه از آن ميان تفسير مجمع البيان وى شهرت بيشترى دارد. شيخ در سال 523 قمرى از مشهد به سبزوار رفته و در سال 548 كه معاصر فتنه قوم تركمانِ غُز در خراسان بوده در گذشته، يا به دست آن قوم مهاجم كشته شده است، بدين سبب در بعضى منابع از وى با عنوان شهيد هم ياد شده است. گويا جسد شيخ را در همان زمانِ درگذشت به مشهد منتقل كرده و در يكى از گورستانهاى محترم مجاور حرم حضرت رضا، مشهور به « قتلگاه » و « مغتسل الرضا » يا « غسلگاه » دفن كرده اند. اين محل در قرون بعدتر تنها به قتلگاه شهرت يافته و پس از احداث فلكه پيرامون حرم ( 1308 ـ 1312 ش ) و خيابان طبرسى، قبرستان مزبور تسطيح شده و بعداً در بخشى از آن صحنى به نام رضوان احداث گرديده كه در مشهد به باغ رضوان شهرت يافته است.
نوشته اند كه زمين غسلگاه مشهد را حضرت رضا عليه السلام از محل اُجرت كتابت قرآن كريم خريده و وقف بر قبور مؤمنين و مؤمنات كرده است. ظاهراً همين گورستان پس از قتل عام مردم مشهد توسط لشكريان عبد المؤمن خان ازبك در سال 997 قمرى و دفن اجساد ايشان در محل غسلگاه، به قتلگاه شهرت يافته است. رواج عموى اصطلاح قتلگاه عمدةً از اواخر قرن يازده قمرى براى گورستان مزبور ( واقع در شمال حرم ) روى داده است. با توجه به وجود مدفن شيخ در قبرستان قتلگاه، پس از احداث خيابان شمالى حرم ( در زمان رضا شاه پهلوى ) خيابان مزبور به نام « طبرسى » نامگذارى شده كه يكى از خيابانهاى مهم و مركز شهر مشهد است. گرچه باغ رضوان ضمن توسعه حريم حرم در سال 1370 تخريب شده اما گور شيخ با تزريق بتون بر اطراف آن جا به جا و بناى جديدى براى آن ساخته شده است. اينك مقبره شيخ طبرسى در فضاى شمالى حرم واقع در ابتداى خيابان طبرسى بر جا و محترم است. |
| |
قبر سبز
|
| |
مقبره يكى از اعقاب و ذرارى امام سجاد عليه السلام به نام سيد فخرالدين، مشهور به قبر سبز، واقع در شمال حرم حضرت رضا عليه السلام از زمره قديمىترين مقابر ساداتِ شهر مشهد است. مقبره اصلاً در قبرستان قديمى غسلگاه پيشين و قتلگاه بعدى قرار داشته و پس از تسطيح قبرستان قتلگاه و تبديل بخشى از آن به « باغ رضوان » در ضلع شمالى اين باغ واقع شده است. ضمن توسعه حريم حرم حضرت رضا در سالهاى پس از انقلاب اسلامى كه باغ رضوان تخريب شده، مقبره سيد فخرالدين باقى مانده و بناى جديدى بر روى آن احداث گرديده، كه اكنون در حاشيه بازارچه حاج آقاجان قرار دارد و زيارتگاه عموم زائرانى است كه در آن حدود سكنى يا رفت و آمد دارند. مقبره سيد فخرالدين سنگ قبر سبز رنگ اصيلى ( به ابعاد تقريبى 3 متر طول، 70 سانتيمتر عرض و 40 سانتيمتر ارتفاع ) دارد كه زمان درگذشت و نام و نسب وى تا حضرت سجاد عليه السلام بر روى آن حك شده است. بنابر متن سنگ قبر، نسب وى با هجده واسطه به امام زين العابدين عليه السلام مىرسد و در سال 671 قمرى درگذشته است.
مقبره سيد فخرالدين در زمان افشاريه به « مزار مير » هم شهرت داشته و محلى شناخته شده و محترم براى اهالى مشهد بوده است. بدين سبب عليشاه افشار ( برادر زاده و جانشين نادرشاه ) در زمان سلطنت كوتاه مدت خود ( 1160 ـ 1162 ق ) در جوار آن براى خويش مقبره اى معتبر ساخته و املاك مهمى را وقف بر نگهدارى بناى قبر خود كرده است. در وقف نامه مورخ 1161 قمرى عليشاه درباره محل قبر واقف آمده است: « مقبره رفيعه كه واقع است در سر مزار مير ».
گويا در زمان تأليف كتاب مطلع الشمس، اطلاعات مربوط به اين مقبره با گنبد خشتى مخلوط شده و از قلم افتاده است؛ چون در معرفى فرد مدفون در گنبد خشتى كه بنا بر سنگ قبر آن از نسل هجدهم امام موسى الكاظم عليه السلام است نوشته شده: نسبش با هجده واسطه به امام سجاد مىرسد!
قبر سبز يا مقبره سيد فخرالدين توسط يكى از افراد محلى اما زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه ناحيه يك مشهد اداره مىشود و زيارت و بازديد از آن همه وقت مقدور است. |
| |
گُنبد خشتى
|
| |
مقبره اى است متعلق به يكى از نُقَباى سادات موسوى شهر مشهد و از اعقاب و ذُرارى امام موسى بن جعفر عليه السلام به نام « امير سلطان غياث الدين محمد بن امير طاهر موسوى » كه در فاصله تقريباً پانصد مترى شمال حرم حضرت رضا عليه السلام واقع است و از زيارتگاههاى مهم اين شهر مىباشد. اين بنا كه ظاهراً در آغاز داراى گنبدى خشت پوش بوده به « گنبد خشتى » شهرت يافته است. گنبد خشتى در كوچه اى با همين نام در ابتداى خيابان طبرسى واقع است. امير غياث الدين در سال 832 قمرى درگذشته است. نام و نسب و زمان فوت وى بر روى سنگ قبر تاريخى و نفيس او كتيبه شده و اجدادش را تا حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و پس از آن تا حضرت على عليه السلام برشمرده اند.
چون نام اجداد غياث الدين محمد در منابع تاريخى معتبر نيز ذكر شده، در صحّت نسبِ وى ترديد نيست. نياكان او از قرن ششم تا نهم قمرى اداره كننده اصلى حرم حضرت رضا عليه السلام بوده و در آبادانى آن كوشيده اند. اخلاف خاندان ايشان نيز تا زمان صفويه ( قرون دهم و يازدهم قمرى ) از زمره نقباى سادات و بزرگان شهر مشهد بوده اند.
مقبره مشهور به گنبد خشتى احتمالاً همزمان با درگذشت سلطان محمد احداث شده و متعلق به دوره تيمورى است. بنا شامل يك سرداب، چهار طاقىيى چهار ايوانه بر روى سرداب و يك گنبد ساقه دار بر فراز آن است كه ارتفاع گنبد از كف زمين تا نوك آن 9/14 متر مىباشد. كل بنا از آجر و گچ ساخته شده و گنبد آن دو پوششه است. داخل بنا مزيّن به مُقَرنَسهاى گچى بسيار زيباست. دورادور زير گنبد و اطراف چهار ايوان هم مزيّن به آياتى از سوره هاى مُلك و واقعه به خط زيباى محقق و ثلث است. در دوره قاجار به سبب دودگرفتگى داخل بنا آن را به نوعى ديگر تزيين كرده اند، اما در سال 1380 تزيينات مزبور بازپيرايى شد و نقوش و كتيبه هاى اصلى آن تثبيت و احيا گرديد.
گنبد خشتى بازديد كنندگان فراوانى از سراسر ايران و حتى كشورهاى همجوار دارد. هيأت امنايى از معتمدان محلى زير نظر اداره اوقاف و امور خيريه خراسان آن را راه مىبرند و از محل نذورش به اداره آن مىپردازند. درباره گنبد خشتى در بعضى منابع اطلاعات نادرستى درج شده است. متقابلاً منابع ديگرى به درستى آن را معرفى كرده اند. |
| |
(مقبره اميرشاه ملك ( مسجد شاه
|
| |
بنايى تاريخى از دوره تيمورى كه تا پيش از انقلاب اسلامى به مسجد شاه شهرت داشت و بعد به نام مسجد هفتاد و دو تن خوانده شد، اصلاً مقبره يكى از اُمراى شاهرخ تيمورى به نام امير شاه ملك ( يا ملك شاه ) است. اين مقبره در محل چهار سوق و تلاقى دو بازار بزرگ و فرش فروشها در كنار ميدانى قديمى به نام « سرِ سنگ » احداث شده و پس از توسعه حريم حرم در مجاورت ضلع جنوب غربى حرم قرار گرفته است.بنا شامل يك سرداب براى دفن جسد، قبه اى 5 در 5 مترى، گنبدى دو پوششه به ارتفاع 4/17 متر، ايوانى در جانب شمال به ارتفاع 4/9 متر، فضاهايى جانبى و دو گلدسته در طرفين ايوان مىباشد. دورادور ايوان كتيبه اى داشته كه تنها قسمت پايانى آن بر روى پايه سمت چپ باقى مانده و اين جملات به وضوح در آن قابل خواندن است: « الامير ملكشاه اعرج الله معارج دولته فى رجب سنة خمس و خمسين و ثمانمائة للهجرة »
امير غياث الدين شاه ملكِ بِرلاس يكى از اُمراى معتبر تيمور و فرزند وى شاهرخ بوده است. در سال 809 قمرى كه شاهرخ حكومت ولايت خراسان را با مركزيت توس و مشهد به فرزند جوان خويش اُلغ بيك بخشيد شاه ملك را هم به امير الامرايى وى منصوب كرد. وى تا سال 811 كه مأمور فتح و تصرف ماوراء النهر گرديد در خراسان مستقر بود. در سال 812 كه حكومت ماوراء النهر به الغ بيك داده شد اميرشاه ملك هم همراه او گرديد. اين دو ظاهراً تا سال 817 حكومت خراسان را هم داشتند، اما از آن زمان به بعد فرزند ديگر شاهرخ يعنى بايسنغر ميرزا والى خراسان ( با مركزيت توس ) شد. بنابراين اميرشاه ملك در سالهاى 809 تا 817 قمرى حاكم اصلى خراسان، يا دست كم بزرگترين امير اين خطّه بوده است. وى تا سال 829 قمرى قدرتمندانه در ماوراء النهر و خوارزم به حكومت و دستيارى الغ بيك مشغول بود، تا اين كه در سال مزبور در خوارزم درگذشت و جسدش به مشهد حمل و در بنايى كه خود وى براى اين منظور ساخته بود مدفون گرديد.
اصل مقبره اميرشاه ملك بين سالهاى 809 تا 829 قمرى احداث شده اما تكميل و تزيين آن تا سال 855 طول كشيده است. اين بنا كه در زمان شاه سلطان حسين صفوى ( 1119 ق ) و هم نادرشاه افشار ( 1155 ق ) مرمّت گرديده، داراى گنبد فيروزه اى رنگ و دو گلدسته زيباست. مقبره اميرشاه ملك هر چند به عنوان زيارتگاه شناخته نمىشود اما كاربرد فرهنگى ـ توريستى دارد. اين بنا كه بايد عنوان « مسجد شاه » را از نام « شاه ملك » يا بناى مجاور خود به نام « حمام شاه » ( رضوى بعدى ) گرفته باشد، نمىتوانسته است مسجد باشد چون قبله آن با قبله مشهد انطباق ندارد و در سرداب آن هم چند جسد دفن شده است. |
| |
مقبره ابوالقاسم بابِر
|
| |
ابوالقاسم بابر فرزند بايسنغر بن شاهرخ كه در سالهاى 852 تا 861 قمرى در مشهد و هرات سلطنت كرده و در سال 861 در مشهد درگذشته، اولين كسى است كه مشهد را مركز سلطنت خويش قرار داده است. مقبره وى كه در مدرسه بالاسر قرار داشته به سبب تخريب مدرسه و تبديل آن به رواق دارالولايه از حرم مطهر ( در آستانه انقلاب اسلامى ) محو و ناپيدا شده است.
مورّخان عهد تيمورى زمان وفات وى را روز 25 ربيع الثانى سال 861 پس از عشرت و كامرانى در « چهارباغ مشهد » و محل دفنش را زير « گنبد مدرسه اى كه حضرت خاقان سعيد ( شاهرخ ) در جوار مزار فايض الانوار حضرت امام » رضا عليه السلام ساخته، يا مدرسه « شاهرخى » نوشته اند. |
| |
قبرشاه تهماسب صفوى
|
| |
يكى از صفّه هاى حرم حضرت رضا عليه السلام كه در قسمت پشت سر حضرت ( در شمال بقعه مطهر ) قرار دارد، مشهور به « صفّه شاه تهماسبى » است و محل قبر آن شاه تلقى مىشود. شاه تهماسب صفوى فرزند شاه اسماعيل و دومين سلطان اين دودمان پس از 54 سال سلطنت، در ماه صفر سال 984 در قزوين در گذشت. جسد وى ابتدا به سبب نزاع جانشينانش در باغچه حرم دفن شد. كمى بعد آن را به امامزاده حسين قزوين منتقل كردند. يك سال بعد حاكم جديد مشهد مأمور انتقال تابوت شاه به مشهد گرديد. جسد در سال 985 در يكى از رواقهاى حرم دفن شد، تا اين كه در سال 997 مشهد به تصرف ازبكان در آمد. ايشان همان سال درصدد برآمدند تا به قصد اهانت به شاهان صفوى اجساد كسانى از ايشان را كه در مشهد و حرم رضوى مدفون بودند به بخارا ببرند. استخوانهايى منسوب به شاه تهماسب و فرزند و جانشين وى ( شاه اسماعيل دوم ) از گورهايشان در آورده و به بخارا منتقل شد. ازبكها كه تا اواخر سال 1006 قمرى خراسان و مشهد را در تصرف داشتند، در سال 1005 شنيدند كه جسد منسوب به شاه تهماسب به وى تعلق نداشته و مقبره او در جاى ديگرى از حرم بوده است. در نتيجه عبدالمؤمن خان يكى از معتمدان خويش را مأمور نبش قبر جديد شاه تهماسب و انتقال استخوانهاى وى به بخارا كرد. آن مأمور كه « دوستم بهادر » نام داشت استخوانهايى را از حرم در آورد و عازم بخارا شد اما در ميانه راه يكى از ارادتمندان دولت صفوى وى را تطميع و تشويق به بردن استخوانها به اصفهان كرد. او نيز پذيرفت و با رسيدن جسد به اصفهان، عامّه اهالى و امراى قزلباش با احترام به تشييع جنازه منسوب به شاه تهماسب پرداختند و آن را در امامزاده على دفن كردند.
به رغم آنچه گذشت، پس از آن كه ازبكها توسط شاه عباس از خراسان بيرون رانده شدند، گروهى مدعى شدند كه آن جسد دوم هم به شاه تهماسب تعلق نداشته و مدفن او جاى اَمن ديگرى در حرم رضوى است كه همچنان مصون باقى مانده است.
قبورى كه توسط ازبكها به عنوان مقبره شاه تهماسب حفر شده بود در صفّه پايين پاى حضرت رضا عليه السلام قرار داشت اما اكنون صفّه بالاسر حضرت محل قبر شاه تهماسب شناخته مىشود. مؤلف كتاب عالم آراى عباسى كه ناظر و راوى اصلى وقايا بوده در پايان گزارش مشروح خود نوشته است: « اين قضيه احتمال صدق و كذب داشت. اما بنا بر مصلحت وقت و شهرت بين الاعادى جانب تصديق را جمع نمود. و بالفرض كه صورت وقوع نداشته باشد... [ همان قدر ] كه سبب سلب آن بدنامى از جسد مطهر آن حضرت شود » مقرون به صلاح و صدق است! |
| |
پير پالاندوز
|
| |
مقبره يكى از عُرفاى شيعه مذهبِ « ذَهَبيه » به نام شيخ محمد المُقتدى كارندهى ( منسوب به قريه كارده مشهد ) مشهور به پير پالاندوز، از زمره قديمىترين زيارتگاههاى عرفانى اين شهر است. اين بنا در حاشيه كوچه شور در اوايل پايين خيابان قرار داشته و پس از انقلاب اسلامى به مناسبت توسعه حريم حرم تخريب و مجدداً بازسازى شده است. بناى اوليه در زمان سلطنت پدر شاه عباس ( سلطان محمد خدابنده ) به سال 985 قمرى ساخته شده است(36).
ذهبيه شاخه اى عرفانى از پيروان معروف كَرخى و نجم الدين كُبرى بوده اند كه از سده هفتم قمرى به بعد شيوخى چون مير سيد على همدانى، خواجه اسحاق خَتَلانى و سيد عبدالله برزش آبادى پيشوايى اين فرقه را بر عهده داشته اند. سيد عبدالله كه از اعقاب امام سجاد عليه السلام و نسل بيستم وى بوده عمده عمرش را در قريه بُرزش آباد مشهد گذرانيده و به سال 872 قمرى درگذشته و در همان روستا مدفون شده است. از زمان سيد عبدالله به بعد پيروان وى خصوصاً به ذَهَبيه شهرت يافته و عمدةً روى به تشيّع نهاده اند(37). ششمين قطب سلسله ذهبيه پس از سيد عبدالله برزش آبادى همين شيخ محمد كارندهى بوده است،به اعتقاد مردم مشهد، شيخ محمد با اين كه از اقطاب
و اولياء الله بوده از طريق پالان دوزى يا پاره دوزى امرار معاش
مىكرده و داراى كراماتى بوده است، بدين سبب به گور وى احترام
مىگذارند و بدان اعتقاد دارند. بعضى هم گفته اند پيش از آن كه
پير پالاندوز در اين محل دفن شود يكى از عرفاى مشهور توس به نام
ابونصر سرّاج در اوايل سده پنجم در آن جا مدفون شده است. |
| |